تبليغاتX
عاشقانه جذاب دیدنی

عاشقانه جذاب دیدنی

این وبلاگ قشنگترین وجذابترین داستان های عاشقانه وعکس های متحرک رابرای شما کاربرا

Image and video hosting by TinyPic

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم مرداد 1388ساعت 10:30  توسط سارا  | 

عکس های خنده دار از دختران در حال دادن کنکور امسال!

والا من خیلی شندیدم که وقتی می خواید کنکور بدید ریلکس باشید تا امتحانتون رو گند نزنید اما این دختر خانم ها زیادی ریلکس هستندhttp://i33.tinypic.com/ym4ah.jpg



 


 

+ نوشته شده در  شنبه سوم مرداد 1388ساعت 20:2  توسط سارا  | 

«آخرین كلمات» به نقل از حضرت عزرائیل

اخرین کلمات یک برقکار : خوب حالا روشنش کن…
آخرین کلمات یک ملوان زیردریایی: من عادت ندارم با پنجرهء بسته بخوابم…
آخرین کلمات یک متخصص خنثی بمب: این سیم آخری رو که قطع کنم تمومه…
آخرین کلمات یک نارنجک‌انداز: گفتی تا چند بشمرم؟
آخرین کلمات یک جهانگرد در آمازون: این نوع مار رو میشناسم، سمی نیست…
آخرین کلمات یک پلیس: شیش بار شلیک کرده، دیگه گلوله نداره…
آخرین کلمات یک چترباز: پس چترم کو؟
آخرین کلمات یک خبرنگار: بله، سیل داره به طرفمون میاد…
آخرین کلمات یک خلبان: ببینم چرخها باز شدند یا نه؟
آخرین کلمات یک داور فوتبال: نخیر آفساید نبود!
آخرین کلمات یک دربان: مگه از روی نعش من رد بشی…
آخرین کلمات یک دوچرخه‌سوار: نخیر حق تقدم با منه!
آخرین کلمات یک دیوانه: من یه پرنده‌ام!
آخرین کلمات یک سرنشین اتوموبیل: برو سمت راست راه بازه…
آخرین کلمات یک شکارچی: مامانت کجاست کوچولو؟.
آخرین کلمات یک غواص: نه این طرفها کوسه وجود نداره…
آخرین کلمات یک فضانورد: برای یک ربع دیگه هوا دارم…
آخرین کلمات یک قصاب: اون چاقو بزرگه رو بنداز ببینم…
آخرین کلمات یک قهرمان: کمک نمیخوام، همه‌اش سه نفرند…
آخرین کلمات یک قهرمان اتوموبیلرانی: مکانیک یادش رفته ترمز رو درست کنه!
آخرین کلمات یک کارآگاه خصوصی: قضیه روشنه، قاتل شما هستید!
آخرین کلمات یک کامپیوتر: هارددیسک پاک شده است…
آخرین کلمات یک کوهنورد: سر طناب رو محکم بگیری ها…
آخرین کلمات یک گروگان: من که میدونم تو عرضهء شلیک کردن نداری…
آخرین کلمات یک گیتاریست: یه خرده ولوم بده…
آخرین کلمات یک انسان عصر حجر: فکر میکنی توی این غار چیه؟
آخرین کلمات یک مادر: بالأخره سی‌دی‌هات رو مرتب کردم…
آخرین کلمات یک متخصص آزمایشگاه: این آزمایش کاملاً بیخطره…
آخرین کلمات یک متخصص کامپیوتر: معلومه که ازش بک‌آپ گرفتم!
آخرین کلمات یک معلم رانندگی: نگه دار! چراغ قرمزه!
آخرین کلمات یک ملوان: من چه میدونستم که باید شنا بلد باشم؟
آخرین کلمات یک بندباز: نمیدونم چرا چشمام سیاهی میره…
آخرین کلمات یک پزشک: راستش تشخیص اولیه‌ام صحیح نبود.بیماریتون لاعلاجه…
آخرین کلمات یک بیمار: مطمئنید که این آمپول بی خطره؟
آخرین کلمات یک پیشخدمت رستوران: باب میلتون بود؟
آخرین کلمات یک جلاد: ای بابا، باز تیغهء گیوتین گیر کرد…
آخرین کلمات یک خون‌آشام: نه بابا خورشید یه ساعت دیگه طلوع میکنه!

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم تیر 1388ساعت 16:41  توسط سارا  | 

ماجرای ترک سیگار میرحسین موسوی

یکی از نزدیکان میرحسین موسوی به عنوان نمونه‌ای از عمق ارادت نخست‌وزیر دفاع مقدس به امام خمینی (ره)، ماجرای ترک سیگار مهندس موسوی را تشریح کرد.
وی گفت: مهندس موسوی در دوره اول نخست‌وزیری، به مصرف سیگار عادت داشت و روزانه تعداد زیادی سیگار می‌کشید و حتی به خاطر دارم در برخی از مواقع که ایشان فرصت خرید سیگار را نداشت، از غلامرضا آقازاده که در آن دوره در نخست‌وزیری کار می‌کرد، می‌خواست که برایش سیگار تهیه کند.

وی ادامه داد: یک روز که برای ملاقات مهندس موسوی به نخست‌وزیری رفته بودم،‌ دیدم مهندس موسوی در مدت زمان طولانی جلسه، سیگاری روشن نکرد و ظاهراً سیگار را کنار گذاشته است. از او علت این ترک ناگهانی سیگار را سوال کردم که مهندس موسوی در پاسخ حکایت جالبی از امام خمینی (ره) را نقل کرد.

مهندس موسوی گفت: چند روز پیش قرار بود برای ملاقات خدمت حضرت امام شرفیاب شوم. یکی از پاسداران که عضو کمیته‌های انقلاب بود از من خواست تا یک مسئله شرعی را از امام خمینی (ره) استفتا کنم.

مسئله بدین صورت بود که این پاسدار و بعضی از همکارانش در زمانی که به عنوان مأمور بازرسی فعالیت می‌کنند، برخی از مواقع محموله‌های سیگار خارجی قاچاق را کشف می‌کنند و چون این سیگارها بعداً سوزانده می‌شود، هنگام تحویل، تعدادی سیگار را جهت مصرف شخصی برمی‌دارند. سوال این پاسدار این بود که آیا مصرف این سیگارها که قرار است بعداً سوزانده شود، اشکال شرعی دارد یا خیر؟

مهندس موسوی ادامه داده بود: وقتی خدمت امام (ره) رسیدم،‌ موضوعات کشوری را مطرح کردم. زمان پایان ملاقات این سوال شرعی را هم از امام (ره) طرح کردم که ایشان پس از شنیدن این سوال لحظه‌ای مکث کرد و سپس از من پرسید: مگر پاسدار انقلاب هم سیگار می‌کشد؟

مهندس موسوی افزود: از لحن پاسخ امام (ره) متوجه شدم وقتی که ایشان برای یک پاسدار سیگار کشیدن را شایسته نمی‌دانند، قطعاً در مورد نخست‌وزیر کشور نیز روا نمی‌دانند و احتمالاً حضرت امام (ره) مدتی منتظر فرصتی بوده‌اند تا این مورد را به صورت غیرمستقیم به من تذکر دهند.

حیف کاش بقیه حرفهای امام راهم اینقدر خوب می شنید وعمل می کرد
+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم تیر 1388ساعت 16:40  توسط سارا  | 

http://i.friendfeed.com/860442519ed5ef5c03c784d092c23d301617ef92

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم خرداد 1388ساعت 13:58  توسط سارا  | 

ادب مرد به ز دولت اوست

مردم شریف ایران من به تمنای قدرت نیامده‌ام؛ من سکوت بیست ساله خود را نشکسته‌ام که به هر ترتیب و با هر روشی رییس‌جمهور بشوم؛ من احساس خطر کردم که کشور دچار بی‌اخلاقی شده، دچار فقر اخلاقی و مادی شده، دچار مدیریت غیرعقلانی شده است.

من برای حفظ کرامت انسان و رعایت ارزش‌های اخلاقی در حکمرانی، توقف رشد خرافات و ارائه آمار کذب، شفافیت فعالیت‌های حکمران‌ها و خلاصه پیشرقت و توسعه پا به این عرصه دشوار نهادم.

برای من، رییس‌جمهور شدن، کسب و حفظ قدرت هدفی نیست که هر وسیله‌ای را توجیه کند؛ من متاسفم که مناظره دیشب فرصت داد تا اصول اخلاقی نادیده گرفته شود و به افرادی که در جلسه حاضر نبودند و امکان هیچ دفاعی از خود را نداشتند، به بدترین وجهی اتهاماتی وارد شود و به جای پاسخگویی، مظلوم‌نمایی شود.

من اینجا باید عرض کنم کسانی که می‌خواهند رییس‌جمهور شوند، باید حافظ جان و مال و ناموس مردم باشند؛ من نمی‌توانم برای دفاع از خودم اسرار کشور را افشا کنم، نام مردم را ببرم و با آبروی مردم بازی کنم.

من با برنامه پا به عرصه انتخابات گذاشتم و سعی می‌کنم شعاری که برای تحقق آن برنامه ندارم، ندهم؛ به همین جهت با توجه به اینکه در دنیای کنونی، تحقق هر برنامه‌ای نیازمند یک برنامه حقوقی است، برنامه حقوقی تهیه کردم و قانون‌گرایی یکی از اهداف اصلی من است.

بدون قانون‌گرایی، عدالت و آزادی تحقق نمی‌یابد. آزادی تبدیل به هرج و مرج و عدالت، تبدیل به استبداد و فساد می‌شود.

قانون‌گرایی به اصلاحات حقوقی نیاز دارد و اصلاحات حقوقی را نمی‌توان یک شبه انجام داد.

بعضی از امور را فورا می‌توانم انجام دهم؛ مثلا توقف ستاره‌دار شدن دانشجویان و استیفای حقوق آنها، لغو سهمیه‌بندی دانشجویان دختر، پایان دادن به خویشاوندسالاری در نظام اداری و برخی اصلاحات دیگر، نیازمند هماهنگی و تعامل با سایر قواست.

ما نیاز به اصلاح برخی قوانین در عرصه‌های اقتصادی، اجتماعی سیاسی و حقوق شهروندی داریم.

این قوانین باید تسهیل کننده روابط اجتماعی باشد؛ باید موجب شفاف شدن روابط اقتصادی و غیره شود. اگر بتوانیم این کار را انجام دهیم دیگر مقامات نمی‌توانند آمار دروغ و اشتباه بدهند و هرکس دچار فساد شود، در زمان خود و با رعایت تمام موازین قانونی از جمله رعایت حقوق او در مراجع ذیربط، پاسخگو خواهد بود نه اینکه یک دولت در مدت 4 سال حکومت خود ساکت باشد و در زمان انتخابات ریاست‌جمهوری، یک‌باره افراد را با اتهامات سنگین اقتصادی مواجه کند.

ما برای اجرای این اصلاحات نیاز به نهادهای کارآمد و پیاده شدن قوانین داریم.

باید ضمن تقویت نهادهای موجود برخی نهادهای جدید را ایجاد کنیم مثل معاونت حقوق بشر و شهروندی تا با وضع معیارهای دقیق بتوانیم ارزیابی کنیم که نهادهای دولتی چقدر درست کار می‌کنند و حقوق مردم را رعایت می‌کنند و بین افراد تبعیض قایل نمی‌شوند؛ همچنین کسی را شهروند درجه دو یا درجه یک تلقی نمی‌کنند و واقعا حقوق روستاییان را به خود آنها واگذار می‌کنند و برای آنهایی که نیاز به بهداشت، تحصیل و مسکن دارند، با رعایت کامل کرامت و شخصیت آنها به عنوان حق آنها و نه به عنوان صدقه به آنها، خدمت می‌کنند.
 
 
میر حسین موسوی 15/3/1388

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم خرداد 1388ساعت 13:38  توسط سارا  | 

استراتژی احمدی نژاد برای مناظره ها لو رفت

http://www.ksabz.net/usersChoice/633800641137930000.jpg

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم خرداد 1388ساعت 13:30  توسط سارا  | 

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم خرداد 1388ساعت 14:3  توسط سارا  | 

پیام تسلیت به طرفداران موسوی

.چکيده اي از سخنراني موسوي: چيز چيز چيز

۲ضايع شدن موسوي را به طرفداران داغ دار (نفس زن=موسوي) که طاقت حرف زدن در تلويزيون را ندارد تسلست ميگوييم.

۳.فردا اتوبان شهيد احمدي نژاد به دست هاشمي رفسنجاني افتتاح ميشود.

۴.دمش گرم احمدي نژاد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم خرداد 1388ساعت 14:50  توسط سارا  | 

چه طرفدارایی........................

سیدی تنها به شال سبز نیست
هیچ دانی مادر سادات کیست؟
سبز
یعنی عاشق مولا شدن
پشت درب حیدری ، زهرا شدن
سبز
یعنی عشق تا شور و بلا
یا حسین فاطمه در
کربلا
طالب
سبزم نه این سبز ریا
سبز
هم بازیچه شد مهدی(عج) بیا

 هیچی نمیتونم بگم ینی هیچ حرفی برای گفتن ندارم فقط ببینید.....

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم خرداد 1388ساعت 14:44  توسط سارا  |